سيد جعفر سجادى

1380

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

اختلاف است بعضى گويند صوت است برخى گويند مد صوت است برخى گويند صوت نيكو و رقت آنست و گفته‌اند صوتى است كه مشتمل بر ترجيح بود در كتاب الفقه على مذاهب الاربع آمده است كه تغنى از جهت آنكه تردد صوت با لحن خوب است مباح است و شكى در آن نيست لكن گاه عارض آن مىشود امورى مانند بازى با زنان و پسران و تهييج براى شرب خمر و تضييع وقت و انصراف از اداى ، واجبات و جز آن . ( از الفقه على . ج معاملات ص 42 - شرح لمعه ج 1 ص 235 ) . و اين عوارض است كه سبت حرمت غنا است . غِنى - غنى ضد فقر است و غنى مقابل فقير است موجودى كه نه در ذات و نه در كمال خود متوقف بر غير نباشد آن موجود غنى بالذات است و در مقابل موجود فقير است كه ممكن باشد كه محتاج است در وجود و فيض بموجود ديگرى و بالجمله از نظر فلسفى غنى موجود بىنياز در وجود را گويند و فقير موجود محتاج در وجود و بنا بر اين ممكنات فقيرند و حق غنى است « وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ » ( از دستور ج 3 ص 8 - ش ص 307 - مجموعه دوم مصنفات ص 107 ، 133 ) و در اصطلاح عرفا غنى غناى دل است و غناى نفس است و غناى به حق است كه عبد خود را از همهء جهانيان بىنياز داند و چون حق را يافته است همه چيز را يافته باشد و التفاتى بما سوى خدا نمىكند . ( از شرح منازل ص 123 ) . غَنيمَة - ( اصطلاح فقهى ) عبارت از مالى است كه در قتال از كفار گرفته مىشود و آنچه در غير قتال از كفار گرفته شود فىء گويند . ( كشاف ج 2 ص 1098 - شرح لمعه ج 1 ص 190 ) . و فداء يا فديه كه عوض قتل از آنها گرفته مىشود و اموال غير منقول آن تمام مسلمانان است و از غنائم منقولات بعد از وضع آنچه امام صلاح بداند كه در راه مصالح جنگ و غيره صرف نمايد و آنچه براى خود برگزيند ما بقى را بين جنگجويان تقسيم مىكند و لو باشخاصى كه جنگ نكرده باشند حتى اطفال همراه را هم نصيبى است و بالجمله هر كس بهر عنوان در ميدان قتال بوده است و كارى انجام داده است ( از شرح لمعه ج 1 ص 190 ) . غَواسِق - ( اصطلاح فلسفى ) مراد اجسام است . غَواسِقِ بَرزَخيه - ( اصطلاح فلسفى ) در قبال عالم انوار معنوى عالم غواسق برزخى قرار گرفته است برزخ كه در لغت عبارت است از آنچه حايل ميان دو چيز قرار گيرد شيخ اشراق آن را به همين مناسبت بر جسم كه خود چيزى است كه ميان دو نور مجرد حائل مىشود اطلاق كرده است و عبارت از چيزى است كه بدان اشارهء حسى ميتوان كرد و بالاخره غواسق برزخيه را اطلاق به اجرام مثالى نيز كرده است ( الغواسق البرزخيه لها امور ظلمانية كالاشكال و غيرها و خصوصيات للمقدار و ان لم يكن المقدار زائدا على البرازخ ) ( از مجموعه دوم مصنفات ص 109 ) و بالجمله شيخ شهاب الدين سهروردى در مورد برازخ گويد :